|


قرار تنهایی ما روز جدایی فردا بود
خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود
فردا قرار بود من و تو از هم دیگه جدا بشیم
فردا قرار بود همدمه گریه ی بی صدا بشیم
از تو چه پنهون گل من، من خیلی وقته بی توام
دیروز و فردا نداره برام چه سخته بی تو ام
یادش بخیر قلبه تو بو د برای من سنگه صبور
میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور
حالا که نیستی لا اقل تسکین به قلبه من بده
اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده...
یادته که زیره بارون تو دعا کردی بمیرم
منم قول دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم...
تو دعات گرفت و مردم اما عاشقم هنوزم...
با همون یه قابه عکست میگذرونم شب و روزم
لحظه های اخره تو میره از یادم به سختی. .
بدرقت اومدم اما دست تکون ندادی رفتی...
یه دلخوشی دارم هنوز حالا که دارم میمیرم...
هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم ببینم...

|